ترک

متن مرتبط با «چرا دور و تسلسل باطل است» در سایت ترک نوشته شده است

کتلت های نیم سوخته

  • نیلوبلاگ

    گاهی با خودم میگویم چرا همیشه یک فنجان چای مسیر رسیدن به خلوت شبانه است؟ بخاطر گرمی اش؟ بخار حلقه حلقه ی نامنظم برخاسته از خیالش؟ بخاطر دوختن دولب از داغی جرعه ی نخستش؟ نمیشود یک لیوان آب یخ باشد؟ با قطره های شرم جاری شده از پیشانی لیوان؟ رد بخار آه های سرد بر آینه ی دل؟ یا اصلا یک کتلت نیم سوخته؟! عمرا!! این یکی که اصلا نمیشود... شاید هم دل داغدیده ی برشته اش و صدای خرچ خرچ شکستن میانه ی اندامش وقتی که در خود تنیده و گوشه ایی آرمیده است... چه بهانه ها که جور نمیشود. چه مجازها که بافته نمیشود. چه بازیچه ها که علم نمیشود برای جمع شدن خیال با مطلوب دل چه چیزهای عجیبی  چه مخلوقات رنگارنگی چه سرسره های آهنگین بدون مقصدی ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آسایشگاه زنان معلول ۵

  • نیلوبلاگ

    امروز یکی از بچه ها داستان قطع شدن پای چپش را برایم تعریف کرد.  پاهایش انحراف مادرزادی داشتند و نیاز به عمل بود. گفت ۷-۸ سالگی  بعد از چندین عمل جراحی پوست کف پایم نازک شد و پرستار مرکز هر روز با آب و صابون گلنار شستشو میدادش! خندید و گفت پدربیامرز حداقل از صابون بچه استفاده نمیکرد که کمی ملایم تر باشد. شستشو ها جواب نمیدهند و پا ورم میکند. سه هفته ایی متورم میماند تا اینکه گوشه ی پا به لبه ی تیز تخت میگیرد و ورم میترکد. یک عالمه چرک و خون بیرون میزند و تازه این موقع است که میبرندش دکتر... میخندید و  میگفت دکتر هر آنچه که میدانست و نمیدانست نثار پرستار مرکز کرد که چرا اینقدر دیر برای درمان اقدام کرده ایی... بعد هم چندجایی پیگیری و در نهایت دستور قطع پا.. همین بخوانید...

    ادامه مطلب
  • غواصی

  • نیلوبلاگ

      اینطور بنظرم میرسه که هر کدوم از ما در لایه ایی زندگی میکنیم. مثل لایه های آب بلحاظ ضریب شکست نور... گاهی در اون اعماق که هیچ نوری نمیرسه گاهی یک لایه بالاتر گاهی دو لایه بالاتر... و همینطور تا به آخرین لایه که همه ی نورها رو دریافت میکنه و همه ی رنگ ها در اون قابل شناساییه. عقل های ما، جان های ما احتمالا باید در اینطور مراتبی باشند. تصور منه، مدلسازی ذهنیم. برای کسی که در اعماق زندگی میکنه صحبت از اون بالاهای نورانی نامفهوم، ترسناک یا حتی خنده داره. برای کودکی که ذهنش متمرکز بر خوراک و ملایمات و ناملایمات صحبت از ایثار قابل فهم نیست. همونطور که برای انسان بزرگسالی که نهایت لذت رو در خوردن و یکسری مسائل دیگه میدونه صحبت از بخشش یا شرافت شاید زیاد جالب نباشه... دیدید توی فیلم ها گاهی ...

    ادامه مطلب
  • خال مهرویان سیاه است ..

  • نیلوبلاگ

    چند باری توی کتابخونه و این روزها توی هیات میبینمش، اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد چشم ها بودن. نه زیبایی چشم ها! که البته زیبا هم هستن اما نگاه تیره ی سرشار از شعف و شرم حرف های دیگه ایی برای گفتن داره...اینقدر شیرینی و ملاحت در صورت ماهش بود که هر بار چند دقیقه ایی به فکر فرو میرفتم و تصویر لبخندش زنده در قلبم تاب میخورد... امشب داستان زندگیش رو ضمن زمزمه های جاری روضه از کسی شنیدم و حالا از سختی و غمی که این دختر باهاش رو به روعه در بهت و حیرت یک گوشه خیره به هیچ کجا نشستم. باید میدونستم عمق و زیبایی اون چشم هابه انتهای شب تکیه داره، باید میدونستم.. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باید فکری کرد برای ملت! برای اصلاح دولت

  • نیلوبلاگ

    حقیقتا دیدن فراموشکاری بعضی از هموطنان در به یاد آوردن فجایع دولت روحانی، به آدم میل محو شدن در افق رو میده. و همینطور عدم توانایی قیاس عملکرد دولت ها. گاهی برام سوال پیش میاد که در زندگی عادی، در بدست آوردن موقعیت ها و دوری از ناملایمات چطور عمل میکنن؟؟ نکته ی روانشناسی مسئله اینه که ذهن انسان تحت مدیریت احساسات، عملکرد متفاوتی داره نسبت به زمانی که تحت مدیریت عقل در تعادله... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آسایشگاه زنان معلول ۴ (انتخابات در مرکز ما)

  • نیلوبلاگ

     چند هفته پیش بود که خانه تکانی کردم و کلی سی.دی از دوران نوجوانی پیدا شد. با مرور خاطرات همه را توی کیسه ای چپاندم که دور بریزم. بعد از خانه تکانی مرکز که رفتم متوجه شدم یکی از بیماران طبقه بالا تلویزیون اختصاصی، دستگاه DVD/VCD پلیر دارد. کلی متعجب شدم. از لیست فیلم هایش که پرسیدم گفت: توروخدا میتونی برام فیلم بیاری؟ و ذهن اتصال دهنده ی من هم رفت روی تصاویر انبوه سی دی های جمع شده گوشه اتاق. خنده ام گرفت از این تقارن و همزمانی. گفتم ببینم چه میشود! این هفته که سی.دی ها را برایش بردم کلی ذوق کرد و دست زد. اول اینکه باورش نمیشد راست گفته باشم. دوم اینکه از حجم فیلم ها چشم هایش گرد شده بود. با تعجب پرسید اینها همه ش مجازه؟ گفتم بله و اکثرن هم اورجینال...گل از گلش شکفت. در حین جابه ...

    ادامه مطلب
  • غروب جمعه

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خودم به کی رای میدم؟

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مناظرات ریاست جمهوری یا عرصه ی خودشناسی؟

  • نیلوبلاگ

    مناظرات رو خیلی نگاه نمیکنم اما همون دقایقی که بعد از زمان کار پای تلویزیون میشینم برام جالبه و جالب تر از اون واکنش افراد به اتفاقات مناظره مثلا یک نفر به نظرش رفتار نماینده ی الف نشانه ی بی اخلاقیه و یک نفر دیگه رفتار نماینده الف رو ملاک حق خواهی و اعتراض به سیستم موجود میدونه. و معمولا وقتی سوال بپرسم که شاخصتون چیه در ارزیابی رفتار، جواب خاصی ندارن و حب و بغض شخصی جهت گیری هاشون رو تعیین میکنه. برای مثال من اگه دختر همسایه مون رو دوست داشته باشم و برامون آش نذری بیاره با خودم میگم قریون دست و پنجه ش و اگه از دختر همسایه مکدر باشم و برامون آش بیاره میگم وا! معلوم نیست با این خود شیرینی ها قراره به کجا برسه!!! وقت سیستم تصمیم گیری و قوه ی عقل انسان قوی و پاک نباشه در تشخیص و تصمیم دچار...

    ادامه مطلب
  • آسایشگاه زنان معلول ۲

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اثر سوء رفتارهای ما بر نسل بعدی

  • نیلوبلاگ

    دیروز سه تا مریض داشتم که هر سه تا عوارض شبه اتیسم و درخود ماندگی داشتن. علت درگیری هر سه تا هم این بود که مادرشون از سن پایین گوشی دستشون داده، یا جلوی تلویزیون نشونده و حالا نزدیک ۵ الی ۶ سال درمان متمرکز نیاز دارن که برگردن به سطح ذهنی یک بچه معمولی گرچه پیشگیری بهتر از درمانه اما خب معمولا کمتر والدی این مسئله  رو میپذیره که گوشی و تلویزیون برای بچه ضرر داره و با توجیه " خب همه دارن استفاده میکنن" به توصیه ها پوزخندی میزنه و رد میشه. گاهی فکر میکنم برای نجات بچه ها باید برای بزرگترها دوره های رفتار درمانی برگزار بشه. چون عمده آسیبی که در این حیطه به بچه ها میرسه از سمت عادت های ناروا و تنبلی های بزرگترهاست بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آسایشگاه زنان معلول ۳

  • نیلوبلاگ

    توی اتاق مدیریت نشسته ام در حال نوشتن پرونده ها. از دوربین بخش را نگاه میکنم، پرستاران در حال تعویض لباس بیماران هستند. یکی از معلولین روی ویلچر در را چارطاق باز میکند و میپرسد امروز چه تغییری کردم؟ مویت را کوتاه کرده ایی، بلوز شلوار ست طوسی پوشیدی، ساعت قهوه ایی هم دستت کردی. خوشحال دستی توی موهایش میکشد و میگوید چطور شده؟ بالاخره دل رو به دریا زدم و کوتاهش کردم! جواب میدهم: بنظرم که خوب شده این مدل بهتر و سرحال تر نشانت میده، صورتت هم بازتر شده.. میخندد و میگوید: خب به من چه!!! در حالی که تکه وافل خشک را آرام توی دهانم جابه جا میکنم چشمم  روی پرونده ها متمرکز میشود دوباره قاه قاه میخندد و می گوید: خب به من چه! با لبخند میگویم: خب به تو چه !؟ ایندفعه اساسی تر میخند بعد شانه هایش را ب...

    ادامه مطلب
  • آسایشگاه زنان معلول

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چند کیلو ناقابل

  • نیلوبلاگ

    امروز یکی از بیمارهای کلینیک با شکایت درد پا مراجعه کرد و برای اولین بار بود که میدیدم دختر مهربون با مشکل سی.پی داره از درد شکایت میکنه. پرسیدم چیشدی؟ چرا درد داری؟ قیافه ش رو کج کرد که کار خاصی نکردم ۳۲ کیلو باقالی پاک کردیم ی کم اذیت شدم :/ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گوی یادآور

  • نیلوبلاگ

    داشتم حساب گوگلی که ۲۴ سالگی ساخته بودم رو نگاه میکردم. هورالهویزه خیلی وقته دیگه مثل سابق ازش استفاده نمیکنم.  قبلترها ایمیل میزدم یا توی پلاس مطلب مینوشتم... همینطور که به اسمش خیره نگاه میکردم یادم افتاد که چقدر هورالهویزه رو دوست داشتم که اسمش رو روی اکانتم گذاشتم و چقدر زمان میگذره که این حس رو مرور نکردم .. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

  • نیلوبلاگ

    مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَیۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن یَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِیلٗا بخوانید...

    ادامه مطلب
  • من و جهازبرون

  • نیلوبلاگ

    چیکار میکنم؟ در حال تهییه جهازم برای نسترن خانم. و با مسائل مادی و معنوی پیرامونش سرگرمم. یکی از اولین نکاتی که در رابطه کار خیریه طور نظرم رو به خودش جلب کرد بحث "حرکت " هست. حرکت چیه؟ اینکه باید اقدام کنی تا کارها جور بشه. اوایل حدود ۴ تومن توی کارت جمع شد و من هر بار شرمنده مادر نسترن میشدم که خب چیزی دستمون نیست. آخرش خسته شدم و ضروری ترین قلم جهیزیه رو پرسیدم و رفتم که بخرم و بعد از اون بود که مبالغ از دست رفته جبران میشدن. الان ی کارت داریم و ۱۴ تومن!!! قاعدتا طبق حساب کتاب مادی نباید اینطور میشد ولی خب ... یک نکته ی دیگه ایی که نه تنها در این کار بلکه سایر کارها هم ذهنم رو مشغول میکنه بحث هدفه! من چرا دارم اینکار رو انجام میدم؟ اینکه کلی دلیل هست واضحه توصیه های دینی و دلایل نوع د...

    ادامه مطلب
  • من و جهاز برون ۲

  • نیلوبلاگ

    اگه به من بگن برای سمینار یا یک برنامه فرهنگی محتوا بچین راحت اینکار رو انجام میدم. اگه ازم بخوان که در چند حوزه کتاب مناسب معرفی بکنم هم از عهده ش برمیام. میتونم بگردم و ابزار مناسب برای یک کار دستی رو تهییه کنم و از روی آموزش های مجازی یاد بگیرم که چطور گلدوزی انجام بدم.  اما در مورد جهاز؟! فکر میکردم کار راحتی باشه، که تجربه این چند هفته اخیر به من ثابت کرد که بستن پک جهاز میتونه از بستن برنامه اردوی طرح ولایت هم سخت تر باشه. چرا؟ قسمتیش برمیگرده به سلیقه مینیمال پسند من. برای مثال من هیچوقت نفهمیدم چرا دوستام وقتی عروس میشن دنبال ست کردن فرش دست باف گل صورتی با تابلو فرش راهروی کناری میوفتن وقتی میتونن کل خونه رو موکت کرم رنگ بندازن و با چندتا ابزار چوبی و گلدون فضای دلنشینی به خ...

    ادامه مطلب
  • به یمن اردیبهشت در جوار گلهای آویزی

  • نیلوبلاگ

    صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاند گوییا نقش لبت از جان شیرین بستهاند از برای مقدم خیل و خیالت مردمان ز اشک رنگین در دیار دیده آیین بستهاند کار زلف توست مشکافشانی و نظارگان مصلحت را تهمتی بر نافهٔ چین بستهاند یارب آن روی است و در پیرامنش بند کلاه یا به گرد ماه تابان عقد پروین بستهاند خط سبز و عارضت را نقش بندان خطا سایبان از عنبر تر گرد نسرین بستهاند جمله وصف عشق من بودست و حسن روی تو آن حکایتها که بر فرهاد و شیرین بستهاند حافظا محض حقیقت گوی یعنی سر عشق غیر از این گویی خیالاتی به تخمین بستهاند بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خوان پنجم: جهیزیه

  • نیلوبلاگ

    امروز با نسترن و مادرش قرار داشتیم که بریم خیریه برای ثبت مدارک و درخواست جهیزیه. ساعت ۹:۳۰ مادرش تماس گرفته که ما چطور بیایم که شوهر نسترن نفهمه؟! منم هاج و واج که خب خودتون بیاید، مثلا با اسنپ. توضیح داد که : نه آخه دامادم خودش میخواد مارو برسونه و دوست نداره تنها بیایم. (نکته اینکه خانواده نسترن نمیخوان خانواده داماد بدونن که دارن جهیزیه رو از خیریه تهییه میکنن) آدرس خیابون کناری خیریه رو براشون فرستادم، قرار شد اونجا از ماشین پیاده بشن، همدیگه رو ببینیم و چند کوچه رو پیاده گز کنیم تا به خیریه برسیم. اینطوری همسر نسترن هم تابلو خیریه رو نمیبینه و به چیزی مشکوک نمیشه! تا برسن چند دقیقه ایی کنار درختای قدیمی خیابون قدم زدم و به جنبه های مختلف زندگی نسترن فکر کردم. میدونم که از ازدواجش خوش...

    ادامه مطلب