
امروز با نسترن و مادرش قرار داشتیم که بریم خیریه برای ثبت مدارک و درخواست جهیزیه. ساعت ۹:۳۰ مادرش تماس گرفته که ما چطور بیایم که شوهر نسترن نفهمه؟! منم هاج و واج که خب خودتون بیاید، مثلا با اسنپ. توضیح داد که : نه آخه دامادم خودش میخواد مارو برسونه و دوست نداره تنها بیایم. (نکته اینکه خانواده نسترن نمیخوان خانواده داماد بدونن که دارن جهیزیه رو از خیریه تهییه میکنن) آدرس خیابون کناری خیریه رو براشون فرستادم، قرار شد اونجا از ماشین پیاده بشن، همدیگه رو ببینیم و چند کوچه رو پیاده گز کنیم تا به خیریه برسیم. اینطوری همسر نسترن هم تابلو خیریه رو نمیبینه و به چیزی مشکوک نمیشه! تا برسن چند دقیقه ایی کنار درختای قدیمی خیابون قدم زدم و به جنبه های مختلف زندگی نسترن فکر کردم. میدونم که از ازدواجش خوش...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
نشسته ام توی راهرو، کنار قفس پرنده ها و توی نت چرخ میزنم. صدایی شبیه دیالوگ های مختارنامه به گوشم میخورد، اولش فکر میکنم صدای تلویزیون همسایه یا صدای رادیوست، صدا نزدیکتر میشود. با خودم میگویم حتما چندنفر از جوان های کوچه هستند که آخر شبی ویرشان گرفته طنز اجرا کنند، چند لحظه بعد صدای مامور شهرداری را از پشت در خانه میشنوم، کیسه های زباله را جمع میکند در حالی که میگوید بر طبق گفته بزرگان دزدی حرام است اما برای انها که میلیاردی میدزدند حلال است......
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
سلام نام آشنایی که هر روز به زبان می آورم بی آنکه مخاطبی باشد. بی آنکه مخاطبش باشی....
ادامه مطلب
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تیر دعا کردهام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو لیک...
ادامه مطلب
خدایا ما را از عذاب عصر تکنولوژی نجات بده و به دوره ی پارینه سنگی برگردان...من به نمایندگی از تمام ابناء بشر فریاد میزنم، غلط کررررردم...مرا برگردان به آنجا که آدم ها سنگی نبودند......
ادامه مطلب
عشق یعنی اینکه بیاید و بگوید: من اهل غرق شدن تووی این زندگی هایی که آدم ها نقاشی کرده اند نیستم، اگر همسفر و همراه هستی نصف زندگیمان فلان روستا و نوکری برای مردمش است...می آیی یا بروم؟! ...
ادامه مطلب