
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
مناظرات رو خیلی نگاه نمیکنم اما همون دقایقی که بعد از زمان کار پای تلویزیون میشینم برام جالبه و جالب تر از اون واکنش افراد به اتفاقات مناظره مثلا یک نفر به نظرش رفتار نماینده ی الف نشانه ی بی اخلاقیه و یک نفر دیگه رفتار نماینده الف رو ملاک حق خواهی و اعتراض به سیستم موجود میدونه. و معمولا وقتی سوال بپرسم که شاخصتون چیه در ارزیابی رفتار، جواب خاصی ندارن و حب و بغض شخصی جهت گیری هاشون رو تعیین میکنه. برای مثال من اگه دختر همسایه مون رو دوست داشته باشم و برامون آش نذری بیاره با خودم میگم قریون دست و پنجه ش و اگه از دختر همسایه مکدر باشم و برامون آش بیاره میگم وا! معلوم نیست با این خود شیرینی ها قراره به کجا برسه!!! وقت سیستم تصمیم گیری و قوه ی عقل انسان قوی و پاک نباشه در تشخیص و تصمیم دچار...
ادامه مطلب
ابتدا تشکر کنم از دوستانی که با جزئیات اون چیزی که در ذهنشون بود رو مطرح کردند. اما ادامه بدیم مطلب رو با توجه به چند نکته. اول: اینکه خوشایندهای ذهنی از کجا میان؟ اینکه یکنفر دوست داره در سفر ساکن اتاق هتل باشه یا ساکن کلبه ی نقلی روستایی. چه اتفاقی در ذهن فرد افتاده که چنین علاقه ایی داره؟ اگر مرجع حس ثابت بود همه باید هتل رو دوست میداشتند و یا کلبه. اما این علاقه بین افراد مختلف متفاوته. این تفاوت از کجا میاد؟ دوم: تا حالا شده به جایی یا چیزی علاقمند باشید اما بعد از مدتی دلتون رو بزنه؟ مثلا علاقه به کلبه ی جنگلی داشتید ولی بعد از بروز یک حادثه دیدن کلبه ی جنگلی باعث ایجاد حس ترس در شما بشه؟ یا غذای خاصی رو دوست داشتید و بعد از یکبار حال به هم خوردگی بعد از مصرف اون غذا از چشمتو...
ادامه مطلب
تا حالا به این فکر کردید چه تصورات ایده آلی از مسائل مختلف در ذهن و نگاه شماست؟ مثلا تصور ایده آل شما از یک مسافرت خوب چیه؟ دقیقا اون تصویری که توی ذهنتون هست رو میخوام خیال مکانی که قصد دارید به اونجا برید. آب و هوای اون مکان. خانه، مسکن یا هتلی که دوست دارید در اون باشید. رنگ غالب محیط مسکن. نور محیط، نیمه تاریک بودن، روشن بودن، نور طبیعی یا نور چراغ و یا نور شمع. بوهای غالب اون مکان. خوراکی هایی که در تصور شما هست. چنین ذهنیتی دارید؟ اگه دوست دارید ذهنیتتون رو در کامنت ها بنویسید. تا من سوال اصلی رو مطرح کنم! بخوانید...
ادامه مطلب
دوشنبه, ۱ آبان ۱۴۰۲، ۱۰:۳۱ ب.ظ متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ۳ ۰ ۰۲/۰۸/۰۱ أنارستان پاسخ: قلب یک ایرانی رو بعد از یکسال تجمعات بی پایه و اساس قطعا نباید به درد بیاره...اگر آزادی بیان داشتند که مورد حمله پلیس قرار نمیگرفتند و از خدمات محروم نمیشدن.بحث بود که کریم بنزما به خاطر حمایت از فلسطین شهروندی و همینطور جایزه ش لغو بشه.موارد دیگه هم هست میتونید سرچ کنید و ببینید.همین چند روز پیش در مراسم ختم یکی از هنرپیشه ها بعضی نخبگان سیاسی شعار نه غ...
ادامه مطلب
مادر شهید الداغی حرف خوبی زد وسط دلگویه های مادرانه ش کجاست اون دختر که داغ منو ببینه.... ...... تمام مدتی که داشتم فیلم درگیری رو میدیدم با خودم میگفتم این بزرگوار دیگه کیه که بعد از ضربه خوردن هم صحنه رو ترک نمیکنه. واقعا یک مرد چقدر میتونه با غیرت باشه؟! اونم نسبت به فردی از اجتماع که هیچ شناختی ازش نداره اونم در روزگاری که ۲۴ ساعته بی غیرتی و بی خیالی تبلیغ میشه.. میتونست خیلی راحت توی دلش بگه به من چه و رد بشه میتونست اون لحظه به فکر خانواده خودش باشه و بگه چرا جونم رو به خطر بندازم مادرم چشم انتظاره... خوش به حال شما با این حجم از شرافت بخوانید...
ادامه مطلب
امروز صبح به چی فکر میکردم؟ به آروم شدن اینکه ماها چطور آروم میشیم. مثلا با خوردن یک دمنوش آرامبخش خوراکی مورد علاقه سفر تفریح رفتن گپ زدن با افراد مورد علاقه تازه اینها موارد مفید و حلال هست. موارد مضر و حرام بماند. بعد از خودم پرسیدم اگه زمانی اینها نباشن در حوادث و سختی ها چطور باید خودمون رو آروم کنیم؟ مثلا اگه غذا نباشه، یا دوست و همدلی...یا امکان سفر و تفریح نداشته باشیم.. اینجا چطور باید آروم بشیم و ادامه بدیم؟! و بعد به انواع روش های فکری و مدیریت حال درونی فکر کردم. رجوع به درون تحلیل احساسات و بررسی افکار تکنیک های جسمی و غیره.. خب اینطور آروم شدن کار سطح بالایی هست هر کسی قدرتش رو نداره. چرا؟ چون افراد عادت میکنن در نازل ترین سطح به خواسته هاشون پاسخ بدن یعنی در مواجهه...
ادامه مطلب
اگر مجازی دکمه هدشات داشت با چندتا اتفاق مثل آبادان بنی بشری در سرزمین آریایی باقی نمیماند بی بی سی فارسی در تلاش برای افزودن این قابلیت به سیستم های ایرانی... بخوانید...
ادامه مطلب
همه ما منتظر ظهوریم اما نمیدانیم برای ظهور باید چه کنیم!...
ادامه مطلب
وقتی کربلا میری همه چیز شیرینه. همه سختی ها آسونه حتی اگه طاقت آدم رو طاق کنه. ممکنه غر بزنی اما ناامید نمیشی...افسرده نمیشی دوباره بلند میشی و حرکت میکنی. سریع خنده به لب هات برمیگرده. خیلی کارها و ع...
ادامه مطلب
چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴ ب.ظ یکی صورتی دید صاحب جمال بگردیدش از شورش عشق حال برانداخت بیچاره چندان عرق که شبنم بر اردیبهشتی ورق گذر کرد بقراط بر وی سوار بپرسید کاین را چه افتاد کار؟ کسی گفتش این عابدی پارساست که هرگز خطائی ز دستش نخاست رود روز و شب در بیابان و کوه...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
همه بهتر از من اند و خلافش هم وجود ندارد!اگر احیانا" یک زمانی هم خلافش به وجود بیاید... باری تعالی بلافاصله با کندن یک درجه از سردوشی، بنده را به نقطه ی نازل تری ارجاع میدارند. ...
ادامه مطلب
این ذره ذره مردن است، یا زنده شدن؟!......
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تیر دعا کردهام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو لیک...
ادامه مطلب
میگویم چنین است و چنان است. با پوزخند نگاهی به ساعتش می اندازد و میگوید: تاکنون هیچ کس از فراق نمرده که تو دومیش باشی......
ادامه مطلب
خوشحال باشم که دیدن چشمانت را گذاشتم برای وقتی بهتر و یا غصه این را بخورم که حتی یکبار نگاهشان نکردم؟!! درون چشمانت را ندیدم! میفهمی؟! ن د ی د م ...
ادامه مطلب
سه بار خودم را صدا میزنم، نامم را با صدای بلند. همین اول صبحی... چند بار روی شانه ام میکوبم! تو کی هستی؟! ترس برم میدارد! من، کی هستم؟!...
ادامه مطلب