از سری خواستگاری های باطل شده

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جلسه ی آشنایی است تویی حیاط امامزاده ایی که صدا به صدا نمیرسد.

روی فرش نشسته اییم، کفش هایمان توی پلاستیک کنار دستمان است.

از مبانی تکوینی و تشریعی خانواده تا رمز رسیدن به فناء فی الله صحبت میکنیم و هیچگونه تفاوتی در ایده و اندیشه مشاهده نمیشود.

یکساعتی میگذرد و وقت رفتن میشود، کمی جا به جا میشوم تا خون به پای خواب رفته ام برسد. کیسه نایلونی حاوی کفشم مشخص میشود.

پوتین های قهوه ای تیمبرلند فوق پیشرفته من!

نگاه عمیقی به کفش ها می اندازد🙊🙈😁😂

  • مطالب مرتبط
  • تکه های گذشته
  • سرد است شب های تابستان، سرد!
  • یه همچین ایدئولوژیست هایی!
  • پیرو کامنت هایی که از دوستان میرسد..
  • لعنت شده!
  • نهایتا"
  • نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 3:38
    برچسب‌ها :